منوی دسته بندی

مشکل

ما متوجه شدیم درونمان به این نیاز داریم که دیده شویم،و همین نیاز ما را به دیگران وابسته نموده است.

ما نیاز داریم دیگران همیشه مارا تایید کنند،ما نیاز داریم همیشه در هر چیزی از دیگران بالاتر باشیم و همیشه در مرکز توجه دیگران قرار داشته باشیم.

ما به این باور رسیده ایم ،وابستگی شدید ما به دیگران ،شرایط اجتماعی خاص،امنیت ها،نفر اول بودن و آرزوهای کمال طلبانه،باعث آشفتگی های ما می باشد.و امروز به این باور هستیم ریشه عمده این وابستگی ها به غرورمان برمی گردد.

ما متوجه شدیم حتی در مسیر بهبودی نیز دنبال اثبات غرور و منیت خود بودیم،در مسیر بهبودی نیز با پاکی وخدمت میخواستیم برتری ،مهم بودن و تاثیر گذاری خود را به دیگران نشان دهیم.

ما خود پرست بودیم و فکر می کردیم خدا پرستیم.

غرور ما باعث میشد هرجا رشد و پیشرفتی در دیگران می دیدیم،حسادت کنیم.و حتی برخی اوقات خواهان شکست آنها باشیم.ما متوجه شدیم عزیزانمان بیشتر از هر کسی از غرور ما آسیب دیده اند وبجای خدمت به آنها بیشتر دنبال حکومت کردن به آنان بودیم.ما در هر کاری جستجو کردیم نقش پررنگ غرور را در انجام آن متوجه شدیم.

ما به خاطر غرور بالا دنبال انجام کارهای چشمگیر بودیم و کارهای معمولی روزمره را انجام نمی دادیم چون انجام آنها را در شأن خودمان نمی دیدیم و همین باعث اهمال کاری ما می شد ،و همین اهمال کاری نیز باعث بوجود آمدن مشکلات زیادی در زندگیمان می شد.

ما به خاطر غرور بالا خود را مستحق هر لذتی می دانستیم و همین لذت جویی افراطی باعث شد برخی از ما در مسیر زندگی دچار اعتیادهای وحشتناکی گردیم.

ما متوجه شدیم هیچ وقت رسیدن به آرزوهایی که داشیم غرور ما را راضی نمی کرد بلکه روز به روز اشتهای سیری ناپذیری غرور ما ،در به اسارت کشیدن دیگران و خودمان را بیشتر می کرد و اینجا بود که متوجه شدیم اگر فکری برای غرورمان نکنیم نابودیمان قطعی خواهد بود.

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x