ارتباط مذهب و انجمن های 12 قدمی
- admin

بنام خداوند بخشنده و مهربان
یکی از پرچالش ترین موضوعات انجمن های 12 قدمی موضوع ارتباط مذهب یا دین با انجمن های 12 قدمی میباشد .چراکه ما که بیماری خودخواهی و خودمحوری داریم مطمنا با خدا و ادیان که تاکید بر خدامحوری دارند مشکل داریم ،و برای همین موضوع در انجمن های 12 قدمی نیز هرگونه صحبت از ادیان و ارتباط 12 قدم با ادیان مقاومت درونی ما را بالا می آورد.ولی اگر ما این موضوع را بدون تعصب و با ذهنی باز بررسی و حل و فصل نکنیم مطمنا در مرحله ای بهبودی ما متوقف و یا شاید معکوس خواهد شد .لذا در این مقاله میخواهیم ارتباط بین مذهب و 12 قدم را بررسی کنیم .
سوال:چه ارتباطی بین مذهب و 12 قدم وجود دارد ؟ایا برنامه های 12 قدمی از مذهب گرفته
شده است؟
*در مقدمه کتاب دوازده قدم دوازده سنت انجمن الکلی های گمنام نوشته شده است که این برنامه از مذهب و پزشکی گرفته شده
در داستان بیل هم وقتی ابی تاچر میاد پیش بیل ویلسون وقتی بیل ازش سوال میکنه که چه اتفاقی افتاده که تو نجات پیدا کردی میگه که من مذهب پیدا کردم .و در کتاب تغییر و تحول در بیل ویلسون هم هست که این اصول از از گروه اکسفورد که یک گروه مذهبی بوده و رئیس آنجا هم یک کشیش بوده بیرون اومده .یه جایی هم در کتاب الکلی های گمنام میگه که این اصول اصول مشترک خیلی از مذاهب هست.پس اثبات اینکه این برنامه از مذهب مسیحیت گرفته شده کار سختی نیست و اگر با این شواهد بالایی که نشان میدهد این برنامه از دین گرفته شده ولی ارتباط مذهب و 12 قدم را انکار میکنیم باید گفت که مشکل بسیار جدی در تشخیص حقیقت داریم و اگر حلش نکنیم انحرافمان شکستمان قطعی است.
سوال:اگر این برنامه از مذهب گرفته شده پس چرا در کتاب الکلی ها به این اشاره شده که این
برنامه مذهبی نیست ؟
چطور میشود به این سوال پاسخ داد ؟خوب در اینکه این برنامه از مذهب گرفته شده در این شکی نیست و چندین جا هم در نشریات ای ای به این اشاره شده پس چرا یه جاهایی هم گفته شده که این برنامه مذهبی نیست؟از چه زاویه ای میتوانیم این تناقض را حل کنیم که هم قبول کنیم این برنامه از مذهب گرفته شده و هم اینکه این برنامه مذهبی نیست رو جمع کنیم ؟
حالا این موضوع را از یک زاویه ایی مطرح میکنم و از این زاویه به آن نگاهی می اندازیم.
اینکه این برنامه از مذهب گرفته شده که در این شکی نیست ولی وقتی در کتاب الکلی های گمنام میگه این برنامه مذهبی نیست در اصل داره این رو میگه که
- این برنامه مذهب خاصی رو ترویج نمیکند .
- اینکه این برنامه برش بسیار کوچکی از مذاهب هست که عقلهای بزرگ در فهم کل مطالب مذاهب عاجز بودن،پس این برنامه ساده وکوچک قابلیت این را ندارد که نماینده یا معرف یک مذهب باشد .
- اینکه اعضاءانجمن های دوازده قدمی وقتی به خاطر بیماری روحانی که دارند از درک یک سری موضوعات ساده عاجز هستند چطور میتوانند نمایندگان یک دین یا مذهب با آن ابعاد گسترده باشند.
پس با توجه به این موضوعات مطرح میکند که این برنامه یک برنامه مذهبی نیست .
سوال:مطرح کردن موضوعات و دستورات مذهبی در برنامه های 12 قدمی ایا درست است؟
اینکه مطرح شود که این برنامه از مذهب گرفته شده است مطمنا درست ولازم است و منافع زیادی برای ما اعضا دارد .
چرا که با توجه به اینکه اکثر ما اعضا انجمن های 12 قدمی در برابر مذهب مشکل مشکل داریم باعث میشود که ما متوجه یک مقاومت شدیدی درونمان شویم .یعنی ما را هدایت میکند به نواقصمان و به ریشه های بیماری مان .اگر ما به این موضوع توجه نکنیم و مقاومت درونمان را نبینیم و این را حل نکنیم اتفاقی که می افتد این است که ما با شعار اینکه “این برنامه هیچ ارتباطی با مذهب ندارد“ و اینکه “مذهب به من کار نداد و این برنامه کار داد“ خیلی راحت دور مذهب را خط می کشیم البته نه بخاطر اینکه ما باید به مذهب وصل شویم ، بلکه با این تفکر نمیتوانیم بخش عظیمی از بیماری درونمان را ببینیم پس نمیتوانیم بر روی آن کار کنیم .وعملا نمیتوانیم که بهبود پیدا کنیم .و اتفاق بد دیگری که می افتد این است که بعد از مدتی همان قسمت پنهان بیماری ما وارد شده و خیلی از اصول همین برنامه های 12 قدمی را هم زیر پا میگذارد و برای توجیه هم می گوید که من “درک شخصی خودم را از برنامه دارم “ یا اینکه من که نمیخواهم قدیس بشوم“ ویا اینکه در مورد قدم نه و جبران خسارت میگوید “همین که من خسارت نزنم یعنی قدم 9 انجام شده“ و یکجایی هم منکر انجمن های دوازده قدمی میشود و به مکاتبی گرایش پیدا میکند که آن مکتبها اصلا خدارا قبول ندارند.
اما مطرح کردن دستورات مذهبی یا استفاده از الفاظ مذهبی در انجمن های 12 قدمی مطمنا درست نیست .و بجای اینکه کمک کند بیماری کم شود باعث فعال شدن بیماری میگردد .ضمن اینکه اینجا صحبت از موانع و برداشتن موانع هست و ما باید به این موضوع مهم توجه کنیم .در مذهب لیست دستورات هست بخشی برای انجام دادن و بخشی برای انجام ندادن ولی اینجا بحث بر سر این است که چرا نمیتوانیم حتی اقدامی که به شدت به ضرر ما است را متوقف کنیم .یا چرا نمیتوانیم اقدامی که به شدت به انجامش نیاز داریم را انجام دهیم .اینجا صحبت رفع ناتوانی ها و موانع است اونور انجام لیست بلندی از باید ها و نبایدها.پس وقتی ما در پله ناتوانی و بی قدرتی هستیم صحبت از باید ها ونباید ها خطاست و هیچ کمکی به ما نمیکند.
سوال:آیا ما میتوانیم در مورد قسمت هایی از مذهب که همسو با موضوعات و مطالب انجمن
هست صحبت کنیم ؟
اگر ما اینکار را بکنیم درست است که هر دو مطلب همسو هستند اما چون اعضا انجمنهای 12 قدمی در برابر مذهب گارد دارند باعث میگردد انها اینطور تصور کنند هدف از مطرح کردن این همسویی ها تبلیغ مذهب است و برای همین مقاومت در او بالا می آید و این اتفاق شاید به بعضی خسارتی نزند ولی مطمنا به بعضی دیگر که احتمالا تازه واردان هم هستند که مهمترین اعضای انجمن های 12 قدمی هستند خسارت وارد میکند و ما حق نداریم به کسی خسارت بزنیم .
سوال:ایا اگر قرار باشد به مذهبی وصل شویم ایا میتوانیم به مذهبی به غیر از مذهبی که داشتیم
وصل شویم؟
ما یه جایی کار میکنیم و در محل کارمون به مشکل خوردیم و بعد رفتیم پیش یه مشاور و متوجه شدیم که ریشه مشکلات کاری من خودم هستم و به این هم اقرار میکنیم و میگیم که من قبول میکنم که مشکلی که من تو محل کار دارم به خودم برمیگرده وبعد میام میگم که من متوجه شدم مشکل از من بوده اینجا ولی میخوام که محل کارمو تغییر بدم حالا دیگران چه برداشتی از این حرکت ما میکنند فقط به حماقت و سادگی ما میخندند یه بهمون دعا میکنند.
ما استاد مخالفت کردن و رد کردن هستیم وهر چیزی بلد نباشیم این مورد رو خوب بلدیم .بیماری ما یه جاهایی اگر نتواند کاری بکند به این صورت عمل میکند که میگوید اکی حالا که میخوای مذهبی بشی پس یه چیز دیگه انتخاب کن .بعضیا هستند اگر قدرت مخالفت کردن در کلیات را نداشته باشند در جزییات ورود میکنند و اونطوری که میخوای انجام نمیدهند تا به هر طریقی شده یه مخالفتی کرده باشند.حالا اگر شخص یه مقدار صداقت داشته باشد و نتواند که کلش را رد کند می گوید باشه برو یه دین دیگه یا یه مذهب دیگر اختیار کن و اینجا من باز نقش بیماری میبینم و اعتقاد من اینه که ما در برنامه های دوازده قدمی تمرکزمون در شناسایی و رد شدن از این موانع باید که باشه و ما اگر صادقانه این گرایش به مذهب دیگر را اگر در خودمان جستجو کنیم متوجه نقش بیماری در این گرایش خواهیم شد.نکته دیگری که اینجا هست ما برای رد کردن مذهب قبلی که داشتیم باید دلایل معقول داشته باشیم و این نیازمند صرف وقت طولانی هست که ماها از این کارها نمیکنم .از طرفی هم ما با انحرافات فکری که داریم مطمنا صلاحیت و لیاقت همچین تحقیق و بررسی را هم نداریم و همینطور توان آن را نیز نداریم .یه وقتی یکی از دوستان به من گفت که من مذهب خودم را تغییر دادم و گفت که کلی در این زمینه تحقیق کردم من پرسیدم چه مدت و چه تحقیقی کردی و چه کتابهایی را در این زمینه خواندی که جوابی نداد و اسم هیچ کتابی را ذکر نکرد و بعد از 6ماه بهم گفتند که رفتم اون دین جدید رو بررسی کردم دیدم اونا هم دارند که چرت و پرت میگن.بیماری ما همیشه دنبال این است که چیزی پیدا کند برای رد کردن چیزی و ما نباید از این غافل باشیم .
سوال:ایا میتوانیم بگوییم که برنامه از مذهب مسیحیت گرفته شده پس ما باید در اخر اگر قرار
باشد به مذهب وصل شویم باید به مذهب مسیحیت وصل گردیم؟
یه وقتی هست من میام میگم که این موضوع در فلان مذهب بوده و در مذهب من این اصول وجود نداره واین اصول هم کار میده پس من میام میگم که عقل حکم میکنه که من برم به اون مذهب دیگه چون به نظر میاد که اون مذهب بهتر و کاملتر از مذهبه منه ولی وقتی که میبینم این اصول در مذهب خودم هم هست و این اصول هم یه برش کوچکی از مذهب هست من چه دلیلی دارم به اینکه چون این حرف تو مسیحیت هست پس من باید که برم مسیحی بشم .
یا یه مثال دیگه ما به شدت تشنه شدیم یه نفر میاد یه بطری آب از یه چاه خیلی دوردستی میاد به ما میده و ما میخوریم بعد میفهمیم که مشکل تشنگی مارو آب برطرف میکنه بعد میایم میبینیم که دمت دستمون از اون چاه آب داریم بعد میایم میگیم چون این بطری اب از اونور دنیا اومده پس من باید حتما برم از اونرو دنیا اب بردارم بخورم این اینکار اسمش به غیر از حماقته؟
یه مثال دیگه من کلی لوازم خوارکی نیاز دارم برای خونه و یه سوپری هم دم خونمون هست ولی نمیدونم که این سوپری میتونه نیازهای منو برطرف کنه بعد از یه سوپری تو یه شهر دیگه یا محله دیگه یه چیزی به من میدن بعد میبینم که یه نیازمو برطرف کرده بعد میام میبینم که سوپری دم خونم اتفاقا بروزتر و حرفه ای تر است ولی میگم که چون اینو از اوسوپری گرفتم پس باید بلند شم برم و همه مایحتاجم رو از اون سوپری که اون سر شهره بگیرم ایا این حرکت باعث نمیشه یه بچه با عقل کوچیکش به حماقت ما بخنده؟
این حرف که این برنامه از مسیحیت گرفته شده پس بهتره ما هم بریم مسیحی بشیم یک فکر انحرافی وبسیار مخرب هست که در اصل موجودیت انجمن های 12 قدمی رو نشونه گرفته و باید در مقابل همچین تفکرات انحرافی محکم و قاطع برخورد بشه.
این تفکر باعث میشود ما از ریشه مشکل حواسمون پرت بشه یعنی بجای جستجوی آب فکر کنیم مشکل ما چاه هست و این خطاست .البته اینم بگم یه حرکاتی متاسفانه در انجمنهای دوازده نفوذ کرده یعنی بی عقلی و نداشتن سلامت عقل ما برای بعضی ها شناسایی شده و اوناهم از این نقطه نفوذ کرده و به هر لطایف الحیلی دنبال تبلیغ ادیان وفرقه های خود هستند .و این موضوع را لازم است اعضا سر سری نگیرند وگرنه آسیب آن را در مرحله اول هم خودشان میبینند و هم اون کسانی که با این شخص ارتباط دارند.

دوستان میتونند تجربه ،نقطه نظرات و سوالات خودشان را در خصوص مطلب ارائه شده در قسمت کامنتها قرار دهند چهت اسفاده دیگر اعضا و پاسخگویی دوستان خدمتگزار.
سوال من اینه اگر این برنامه از مذهب مسیحیت گرفته شده خوب چه ایراد داره برم مسیحیت مگه این اصول ،اصول مشترک همه مذاهب نیست؟بعد حالا مذهبم رو تغییر بدم برم مثلا مسیحیت چه ایراد داره؟مگه ب نامه خودش از مذهب مسیحیت نیست؟پس نشون میده مذهب مسیحیت هم جواب میده
سلام دوست عزیز .نکته اینجاست که اونی که به ما کار داده برنامه مسیحیت نیست وگرنه این اصول همون توبه اسلامه پس چرا کارنداده بود یا خیلیا مسیحی بودن ولی نتونسته بود بهشون کمک کنه مشکلشون حل بشه .اون چیزی که به ما کمک کرده تسلیم شدن ما در برابر این اصوله و اگر درونتون رجوع کنید شما که مسلمون هستید و میل به مسیحیت دارید از اینجا بوی تسلیم نسدن و ستیزه جویی میاد و این مشکل ماست ما نمیخوایم تسلیم بشیم حالا یه جایی تسلیم تاپذیری خودمون رو میخوایم به این شکل نشون بدیم که میخوام برم مسیحیت وگرنه استدلالی که پشتش داریم خیلی ابکی هست .حفیفت تسلیم ناپذیری ماست و این ریشه مشکل ماست.و وفتی این باشه خود مسیح هم بیاد پایین ما تسلیمش نمیشیم .من سراغ دارم کسی که به زعم خودش رفت دینش رو عوض کرد بعد چند وقت خود اون بهم میگفت که رفتم دیدم اونا هم چرت و پرت میگن .پیشنهاد میکنم از زاویه تسلیم ناپذیری نگاه کنید یه چیزای جدیدی براتون باز میشه
ممنون از شما
واقعا سوالاتی که از دل مطلب بیرون آمده و جواب داده شده ، خیلی ظریف است و جواب سوالات من است.
اما غرور موذی من ، حتی در حین خواندن این مطالب منطقی، هی به من نهیب میزنه که ببین دارن تبلیغ می کنند ، قبولشون نکن ، تو خودت خیلی بهتر می فهمی و درک می کنی.
سلام
خیلی خدا رو شکر میکنم برای این مطلب …قبل از اینکه این مطلب رو بخونم داشتم گریه میکردم بین دو راهی بودم که خدایا مذهب اشتباهه یا انجمن یا یه سری چیزای دیگه
نامه رو نوشتم گذاشتم وسط قرآن…پنج دقیقه نشد هدایت شدم به این مطلب
خدایا شکرت اینقدر سریع هدایتم میکنی به سمت مذهبم
سال هاست که ازش فراریم و پر از رنجش
وقتی انجمن بهم جواب داد بیشتر رنجش گرفتم که چطور نتونسته بود اینجوری منو آروم کنه
مشکل من غرور من بود که نمیخواد تو چهار چوب بره..مشکل من تنبلی بود که کار بزرگ و نماز شب و ….از من میخواست…چشم بصیرت میخواست
نقص عجله و حرص من بود که با یه هفته نماز خوندن انتظار علامه شدن داشت
هی گف نماز فقط اول وقت …هر زمان از اول وقتم رفت گف خاک تو سرت نمیتونی اول وقت بخونی….بعد گف مستحبات اضافه کن بعد گف قرآن…بعد گف شبی ۵ تا سوره
هر زمان نتونستم بخونم گف خاک تو سرت دوباره نتونستی…هی کیفیت هی کمیت میخواست
منم میبریدم و میگفتم اصلا نمیخونم هیچی
یا صفر بودم یا صد….
حجاب رو اومدم برداشتم گف یه تارموت رو نبینن…بعد گف ساق دست ..بعد گف کرم نزن بعد گف از خونه بیرون نرو…بعد گف اصلا تو صورت هیچ کسی نگاه نکن
دوباره بریدم حالت تهوع از دین
زدم زیرش…رفتم رو تیپ قبلیم و آرایش و ….
بدبین به امام و پیغمبر و …
یا خیلی پیغمبر دوستم یا وقتی جواب نمیگیرم میگم نه این ها همه قصه بوده و میشم پر از رنجش
مطلب قشنگ بود من قبول میکنم مشکل دارم تو محل کارم..مشکل منم نه محل کارم … ولی میخوام کارمو عوض کنم
دقیقا حکایت منه
خدایا شکرت واقعا سبک شدم
چقدر پر بودم و داغون
سعی کنم در حد توانم دینم رو اجرا کنم نه کامل و بی نقص