منوی دسته بندی

از چه راه هایی جلب توجه میکنم ؟


❄️تجربه اعضاء؛
🍁با قهر کردن ، با کم محلی ،با پرحرفی ، با کم حرفی، با محل دادن زیاد ، با پختن غذای خوب ، با مظلوم نمایی، با رسیدن به خودم ، با لباس پوشیدنم، با لجبازی ، با رک حرف زدنم ، با حد و مرز نداشتن با طرف مقابلم ، با اس ام اس ، با نه گفتن به نظر بقیه ، با صحبت کردنم ، با عکس پروفایلم، با از قصد نام بردن افراد که نشون بدم اونا برام مهم هستند ، با نظم داشتن ، با داد ، با غر ، با فحش ، با پول ، با ادای فهم و شعور دراوردن ، با کتابهایی که دارم و نخوندمش ، با زندگیم ، با گوش دادن به موسیقی متفاوت ، با متفاوت بودن با دیگران ، با نگرفتن حقم الان فهمیدم اینو ، با خوب بودن و یا بد بودن ، با شوهرم ، با بچه هام با دوستانم الان باز دیدم با زود جواب دادن به سوال شما و با تشکر کردن و تشکر نکردن با دیر جواب دادن ولی اینطوری با تشخیص اینا باید بمیرم چون جور دیگه بلد نیستم و من اصلا بلد نیستم چطور جلب توجه نکنم باید این سوال رو از خودم بپرسم اصلا تو خون من محو شده که خودم هم نمی تونم ببینم حالا شما هم بگید چه کارهایی هست که جلب توجه نمی شه چون من عاجزم از فهمش.
🍁واقعیتش اینه که من جوری جلب توجه میکنم که به هیچ عنوان خودمم متوجه نمیشم ک از چه روشی الان استفاده کردم ، خیلی زیرکانه و نا محسوس چون غرورم اجازه نمیده اینکارو بکنم
یکی از روش هاش اینه که من وانمود میکنم اصلا آدمهای اطرافم مثلا تو دانشگاه برام مهم نیستند ، بی توجهی ، بی محلی و… واقعا هم مهم نیستند و در عین حال با خیلیا گرم و صمیمی و..
برخورد میکنم که بدونن من چقدر آدم با حال و متواضعی هستم ولی با اونا فرق دارم و هیچ اهمیتی به چیزای سطحی نمیدم و همین که میگن فلانی کلا تو باغ نیست انگار همه توجه عالم رو به من کردن .خودم هنوز این قضیه رو نتونستم کامل بفهمم که چرا اینجوریم ولی میدونم یکی از دلیل هاش همینه که من میخوام متفاوت باشم ، من مثل بقیه نیستم که حواسشون به همه هست ، و…
خل و چل بازیایی که در میارم ، شوخی کردن هام ، استفاده از یه کلمات خاص
اوفففف که الان که مینویسم میبینم من هلاک خاص بودنم ، یعنی هلاکشم ، و حتی میخوام که شما هم فکر کنین من واقعا خاصم .اینکه خیلی جاها عاقلانه و منطقی و بی تفاوت برخورد میکنم ، اینجوری نشون میدم که من همه چیز رو ساده میگیرم و درگیر خیلی از احساسات نمیشم .
یه جاهایی با اینکه اصلا آدم رکی نیستم اگه خودنمایی و غرور در کار باشه
یهو یه حرفی میزنم که اونایی که اونجان کفشون ببره و بگم که من آدمی هستم که حرف حق رو میزنم و تا اخرشم میمونم پای عواقبش ولی واقعیتش اینه که مثل خر میترسم.
یکی از روش های دیگم اینه که نشون بدم خیلی میفهمم و عمقی با همه چی برخورد میکنم و میرم تو فاز مظلوم نمایی فکر میکنم بعضی وقتا حال بدم وقتی شدت میگیره از من میخواد که اینجوری توجه بگیرم وقتی بهم توجه شد حالم بهتر میشه اینقدر با متفاوت نشون دادن خودم احساساتم رو سرکوب کردم که فقط خدا میدونه ، از طریق مخالفت کردن و نظر خاص و ویژه داشتن درباره یه مسایلی ، از طریق این که با یه سری کارا مخالفت کنم و بگم من اصلا دوست ندارم مثلا بگم بدم میاد برم کافی شاپ ، بدم میاد یه سری آهنگا رو گوش کنم ، بدم میاد از فلان جا ، بدم میاد از این بچه بازیا ، بدم میاد از عکس گذاشتن ، بدم میاد از خودنمایی کردن و…. درحالی که من اگه بخوام صادقانه نگاه کنم یه زمان هایی منم واقعا این کارا رو دوست دارم ، ولی اون متفاوت بودنه میچربه به اینا و اصلا من نمیذارم احساساتم بیان بالا .من از بچگی نه میتونستم نه میخواستم که با هم سن و سالای خودم باشم ، حالم اصلا باهاشون خوب نبود ، و همیشه دنبال یه ادمای دیگه و تایید گرفتن بودم ، خودمو تو یه مسایلی که هیچ ربطی به من نداشت وارد میکردم ، منطقی هم فیلم بازی میکردم و همین که بهم میگفتن فلانی بیشتر از سنش میفهمه انگار همه چی داشتم .
یه روش دیگم ، کناره گرفتنه ، سکوت کردنه ، و اینجوری فکر میکنم که الان همه به من فکر میکنن که چرا نیست و..اونجوری حرف بزنم که دقیقا تایید اون نفراتی که میخوام رو بگیرم ،
این که نشون بدم من نه از دست کسی ناراحت میشم ، نه با کسی دعوا دارم ، همه برای من قابل پذیرش هستند من همیشه کنار میام و… مثلا یکی تو کلاسمون هست کل کلاس با این حرف نمیزنن ولی من باهاش حرف میزنم بعد فکر میکردم خب اونا مشکل دارن ، اونا خیلی حساسن ولی امروز دیدم خودم تو دلم دارم بهش میگم چقدر این مغرور و از خود راضیه ، اه حالم از رفتاراش بهم میخوره ، اصلا از راه رفتنش بدم میاد یعنی من میخوام خیلی جاها خودمو به نفهمی بزنم که نبینم منم بدم میاد از رفتارای یه نفر همیشه اینجوری نشون میدم که من تو پذیرش همه هستم.
اینکه نشون بدم اصلا پول و مادیات و ثروت داشتن و … برا من مهم نیست و باورم هم شده

اشتراک در
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مریم
مریم
1 سال قبل

سلام….از طریق مشارکت توپ ..که بگم من همیشه عالی هستم همیشه تو جلسات جواب سوال میدم که بگم خیلی خفنم ..میدیدم حالم بد میشه نمیفهمیدم غرورم نئشه میشه بیش از حد
شوخی های زیاد و افراطی که بگم من چقدر باحالم و دوستام بهم وابسته بشن..به محض اینکه زیاد وابسته میشن عصبی میشم که چرا اینقدر به من میچسبن…از طریق به خود رسیدن اونم یه سری جاها آراسته ترم که فکر نکنن من از اون ها کمترم…از طریق قهر کردن..انتقاد کردن…انتقاد نپذیرفتن…همه به من گفتن چه زبونی داری دمت گرم اصلا نمیترسی راحت جواب میدی…منم از همبن طریق خودنمایی میکنم دنبال بهونه ای میگردم جواب کسی رو بدم بعد برم تعریف کنم برای بقیه که جواب فلانی رو دادم تا بیشتر نئشه بشم

1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x